![]() خدايا! ... رحمتی کن ، تاايمان ، نام و نان برايم نياورد! ... قوتم بخش ، تا نانم را ، و حتی نامم را ، در خطر ايمانم افکنم! ... تا از آنانی نباشم که ، پول دين را می گيرند ، و برای دنيا کار می کنند! ... بلکه از آنانی باشم که ، پول دنيا را می گيرند ، و برای دين کار می کنند! ...
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 جستجو
پیوندها
آیت الله منتظری
یت الله صانعی سید محمد خاتمی دکتر مصطفی معین دکتر عبدالکریم سروش دکتر محسن کدیور دکتر احمد شیرزاد دکتر محمد علی نجفی دکتر نعمت احمدی استاد مصطفی ملکیان محمد علی ابطحی فخرالسادات محتشمی پور سید ابراهیم نبوی عمادالدین باقی عباس عبدی معصومه ابتکار علی شکوری راد مسیح علی نژاد شهاب الدین طبابایی علی کلایی حسام ویسه سعید نورمحمدی میرا قربانفر علی ملیحی حمزه غالبی هژیر پلاسچی داوود روشنی رها ولیمه مهدی محمودیان عطیه وحید منش داود دشتبانی ریحانه حقیقی احمد شیثی آرمین قهقایی مهدی رحیمی حمید رضا واشقانی فراهانی حمید لطفی الیاس خلج سهیلا صدیقی فاطمه عرب سرخی حنیف مزروعی امیر امیرقلی امیر مهرزاد صنم محجوب علی پشتکار محمد لکی سیبستان مجمع اصلاحاتیون شب نوشته های بامداد میرزا پیکوفسکی آزادی ها در بند وبلاگی برای نجات مردان حامد عزیزی (هرز نوشته ها) عصر ایران امید ایران مهر یادداشتهایی از کابل (نسیم فکرت) :قالبکده: نوشین (زمزمه) آزادنا سمیه توحیدلو (بر ساحل سلامت) احمد باطبی یاوه های یک زندیق اشکان مجللی مجتبی سمیع نژاد(قمار عاشقانه) خبر نامه تهران جنوب الهه شعبانی (دل نوشته) فرهاد مرادی عزرائیل علیه السلام (محسن) محمد مصطفایی اخبار لحظه لحظه جهان :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
عرفان , برابری , آزادی
بخواب اي خواهر نـازم ، نـــدايم
بخواب اي خواهر نـازم ، نـــدايم كــه روح پـاك تـو گـردد صــدايم نــــدا دادي تو ما را با صـــداقـت قســم بــر آن نـگـاه بـي گـناهت كه رايــت را بـگـيريم از سـياهي كــه هـمـره مـا نگرديم با تبـاهي كه هـمواره به ظـالم مـا بـتـازيم كـه دائـم جاودان راهت بـسازيم بــخواب اي خـــواهــرم آرام آرام خـواب اي نـو شـكـفـته اي دلارام شــــهـيـد راه پاكـي ها تـو بـودي مـبـارز بـا تـبـاهـي هـا تـو بــودي تـو كه هرگز نبودي خاك وخاشاك چــرا افـتـاده اي ايـنگونه در خاك؟ نـــدايــم اي نـــــداي ســرزمـيـنم صـــداي جــاودان ايــن زمــيــنــم صـــداي تـو شـــود داد دلــيـــران نــداي تـــو شـــود فــريــاد ايـران |+| نوشته شده توسط میثم در پنجشنبه دوم مهر 1388 ساعت 1:46 بعد از ظهر
هيچ پروانهاي آزاد نبايد باشد/ شعر سبز
هيچ پروانهاي آزاد نبايد باشد
دل هيچ آينهاي شاد نبايد باشد مصلحت نيست بجز آنچه كه من ميگويم گفتههاي دگران ياد نبايد باشد بهر تحسين و دعاگويي من آزاديد به جز اين گفتهاي آزاد نبايد باشد ميتوانيد سخنهاي مرا داد زنيد بعد از آن رخصت فرياد نبايد باشد ميتوانيد چو من جملگي انديشه كنيد ديگر انديشهاي آزاد نبايد باشد مي توانيد مرا دوست بداريد ولي ميل شيرين به فرهاد نبايد باشد زرد باشيد چو پاييز در اين دولت "مهر" سبز چون دولت "خرداد" نبايد باشد زود بر هر چه كه زيباست بپوشيد نقاب ذرهاي حسن خداداد نبايد باشد هر دلي را كه تپنده است در آريد زجا عشق در سينه افراد نبايد باشد پاي بر خاك مكوبيد به گاه مردن گرد بر چهره جلاد نبايد باشد خانه ظلم و ستم وه كه چه آباد شده به جز آن خانهاي آباد نبايد باشد یکی از شعرای انجمن ادبی سبز ایران |+| نوشته شده توسط میثم در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 1:4 بعد از ظهر
شعری جدید از محمد رضا شفیعی کدکنی
پيش از شما
پيش از شما بسان شما بی شمارها با تار عنکبوت نوشتند روی باد کاین دولت خجسته ی جاوید، زنده باد! دیراست و دور نیست جشن هزاره ی خواب جشن بزرگ مرداب غوکان لوش خوار لجن زی آن سوی این همیشه هنوزان مردابک حقیر شما را خواهد خشکاند خورشید آن حقیقت سوزان این سان که در سراسر این ساحت و سپهر تنها طنین تار وترانه غوغای بویناک شماهاست جشن هزار ساله ی مرداب جشن بزرگ خواب ارزانی شما باد هر چند کاین های هوی بیهده تان نیز در دیده ی حقیقت سوگ است و سور نیست پادافره شما را روزان آفتابی دیر است و دور نیست! محمد رضا شفیعی کدکنی *** معنی دو واژه: لوش: لجن پادافره: مکافات |+| نوشته شده توسط میثم در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 1:49 بعد از ظهر
|